تبليغاتX
ادبیات کودک

یک شعر بابرداشت کامل از نوشته طاهره خردور

 

مادرم می گوید: دنیا خیلی بزرگ است

پدرم می گوید:اصلن نمی توانی تصورش را بکنی.باید بزرگ شوی تا بفهمی.

من حسابی گیج شده ام.

اصلن از حرفهایشان سر در نمی آوردم.

دنیا خیلی هم بزرگ نیست.

نگاهش کنید

کنار من روی نیمکت نشسته است.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 18:43  توسط امیدرویا  | 

 

-سلام

-سلام

-با من دوست می شی؟

-به من بستنی می دی؟

-باشه! با من دوستی دیگه؟!

-اگه فردا هم بستنی بخوریم آره!

-ما با هم دوست شدیم آخ جون

***

(فردا)

 

-دیگه بستنی نمی خوام!

-چرا؟

-آخه زمستون نمی شه بستنی خورد!

-پس یعنی با من دوست نیستی؟

-چرا دوستم! ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:15  توسط امیدرویا  |